خرید بک لینک
مبهوت قضا و قدرم

دستان قضا تو را از من گرفت

در حالیکه زنجیر قدر همچنان به پای دلم سنگینی میکند

یکی در آسمان و یکی در خاک.......

دست تمنا ، نگاه التماس ، اشتیاق رسیدن و .....نا امیدی .!!!!

پا در زمین و دست در آسمان

در نقطه ی اوج حیرانی

در سخت ترین آزمون الهی

چشم انتظار مددی آسمانی ام

وای بر من !!!!!

برچسب: نویسنده: هستی بختیاری تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 18:16

کاش شاعر میشدم مثل تو
تا هر وقت دلم گرفت بیرحمی های روزگار را ترانه کنم
تا هر وقت دلم گرفت بغض های خورده و ناخورده را غزل غزل بهانه کنم
تا هر شب که دلم گرفت قافیه ها را درگیر دلتنگی کنم و به تقدیر شعر بسپارم
اما من شاعر نیستم و شعر آرزوی محالی است در تقدیر سوخته ام
عاشقانه های من در غربت تبدار لحظه ها با سکوتی بی تفسیر معصومانه میمیرد

و من تمام میشوم یکروز روی شانه هایی که هیچگاه از سنگینی عشق نلرزیده اند

"من تمام میشوم بی شعر"

برچسب: نویسنده: هستی بختیاری تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 18:16

بی تو

بی تو جهنم است
بهشت را می گویم :
این آرامش سرگردان بی فلسفه
با تو مرگ و بدون تو مرگ است
زندگی را می گویم :
این وحشی بی شرم طلبکار
بی تو سرما ضمیمه ی تیر و مرداد میشود در تقویم یلدایی من
بی تو بغض دربدر است پشت نقاب خنده های من
لعنت به نبودنهای مکررت

|+| نوشته شده توسط mahboob در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ |

برچسب: نویسنده: هستی بختیاری تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 18:16

صفحه بندی